-
سال نو مبارک!
شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۰
عزیزان،
نمی خواهم زیاد صحبت کنم. سال ۲۰۱۱ سال فوق العاده هیجان انگیزی بوده است. رویدادهای تاریخی و سرنوشت سازی – که بسیاری ازمردم حتی نمیتوانستند آنها را در خیال و رویا ببینند – در این سال اتفاق افتاد و جهان را برای همیشه تغییر داد. همراه با تغییر، مسلما چالشهای جدیدی نیز به وجود می آیند.در میان همه هیاهوها و مشکلاتی که ما را احاطه کرده اند، بیایید عشق ورزیدن به دیگران و مهر و مروت داشتن نسبت به همدیگر را فراموش نکنیم. بیایید دعا کنیم برای شکیبایی، ثبات پایدار و بالاتر از همه آزادی برای همه انسانها.
سال نو خجسته باد! گوش به زنگ سال ۲۰۱۲ باشید! ما برای این سال طرحهایی عالی را در نظر داریم.
با درود و عشق به همه شما،
سامی
– Permalink -
“وعده های فراموش شده” – سامی یوسف و WFP
جمعه ۲۵ آذر ۱۳۹۰ در ۱۶:۲۱
درود بر اسپریتیک دوستان عزیزم احوالتان چطور است؟ من قبلا اشاره مختصری درباره یک سوپرایز پیش رو کرده بودم... خب، بالاخره زمان اعلام این سوپرایز فرارسید! :) به من افتخار کار کردن با برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد در عملیاتی برای کمک رسانی به منطقه قحطی زده شاخ افریقا و مناطق مجاور داده شده است. مفتخرم به این که اوج این پروژه، تک آهنگ جدید من به نام "وعده های فراموش شده" است – ترانه ای که برای اولین بار (تا جایی که من میدانم) بطور کامل مرکب از ضربهای بدن انسان است. "وعده های فراموش شده" در روز 17دسامبر 2011 (26 آذر90) منتشر خواهد شد. همه درآمد حاصل از فروش آن در حمایت از عملیات انسان دوستانه در شاخ افریقا به WFP (برنامه جهانی غذا) اهدا خواهد شد. فکر میکنم خوب است که کمی از اندیشه هایم را در اینجا با شما در میان بگذارم، با توجه به این که این ترانه فقط به کسانی که آن را گوش میدهند مربوط نیست بلکه به کسانی که قرارست از گوش دادن ما به آن کمک و بهره ببرند هم مربوط میشود. اگر فردی واقعا خوشبخت باشد هراز چند گاهی سرنوشت هدیه نادری را با خود به ارمغان می آورد. من به "LiveFeed" نه فقط به چشم یک پروژه خیریه "دیگر" بلکه به دید یک پیمان مادام العمر حداقل برای کمک به ایجاد آگاهی و در درجه ای بالاتر برای پایان گرسنگی در شاخ افریقا نگاه میکنم. من خالصانه و از صمیم قلبم از همه شما درخواست میکنم به من در این تلاش بپیوندید، نه فقط با اهدای کمک مالی، بلکه همچنین با اختصاص دادن حتی یک لحظه از وقت تان به آنهایی که در زندگی کم بهره تر از ما هستند. از همه شما درخواست دارم که این ترانه را خریداری کنید. با پولی به کمی نیم دلار یک زندگی میتواند نجات پیدا کند. برادران و خواهران ما منتظرند. ما هیچ بهانه ای نداریم. لطفا این کمپین را به هرکسی که میتوانید معرفی کنید و با همه به اشتراک بگذارید. با عشق و سپاس سامی ادامه مطلب
-
برنامه جهانی غذا، سوپرایزها و…
سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۱

درود و سلام بر همگان و بر اسپریتیک دوستان عزیز
مدت زیادی از آخرین پستی که در وبلاگم نوشتم میگذرد، فکر کردم خوبست سری به همه شما بزنم.
همانطور که میدانید، برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد ما را به عنوان ستاره شریکش انتخاب کرده است. قطعا جمله "من مفتخرم" به هیچ وجه نمیتواند گویای احساس من باشد. از وقتی که به یاد دارم، در تمام زندگیم میخواسته ام به نحوی کار "نیکی" انجام دهم و در سرتاسر زندگی حرفه ایم افتخار کار کردن با نهادهای مختلفی را که بطور گسترده برای فراهم کردن امداد و کمک به محرومان در سراسر دنیا کار میکنند داشته ام. باید بگویم کار کردن با برنامه جهانی غذا یا WFP شاید جز عالی ترینِ این دست افتخارات باشد. برنامه جهانی غذا "بزرگترین سازمان بشردوستانه مبارزه با گرسنگی در جهان" است. اینکه انسان بتواند به دیگران کمک کند به خودی خود امتیاز و افتخار عظیمی است، اما اینکه امکان کمک کردن از طریق نهادی مثل WFP را بیابد حقیقتا موهبتی واقعیست. امیدوارم همکاری و تلاش محقر من به طریقی بتواند برای محرومان و آنهایی که در زندگی از ما کم شانس ترند امیدبخش باشد – سپاس فراوان از WFP برای اینکه به من این فرصت را دادند تا جزئی از خانواده بزرگشان باشم. ضمنا، در روزهای آینده از سایت رسمی ما دوباره بازدید کنید – سوپرایزهایی در انتظار شماست ;)
حالا... برویم سراغ سوپرایزها! :)
ما تعدادی سوپرایز داریم که امیدواریم به زودی اعلام شوند – اولی آنها فردا راه اندازی خواهد شد. :) به زودی در جریان اعلاناتی مهم قرار خواهید گرفت – از جمله یک مسابقه کاملا جدید.:)
در پایان، آرزو میکنم دهه نخست ذی حجه برای همه شما بسیار فرخنده و پربرکت باشد.
با عشق فراوان
سامی
ادامه مطلب -
یازده سپتامبر
یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۵
امروز سالگرد یک روز بسیار غم انگیزست. روزی که همانطور که میدانیم جهان برای همیشه تغییر کرد. من هنوز خاطره چنین روزی در ده سال پیش را به روشنی به یاد دارم. صبح زود منزلم را به قصد استادیوی ضبط موسیقی ام که در آن زمان در شهر منچستر بود ترک کردم. به خاطر دارم که داشتم از پله ها بالا میرفتم تا درِ استادیو که در طبقه بالا (طبقه سوم) بود را باز کنم اما در میانه راه مجبور به توقف شدم وقتی صاحب خانه ام را حیرت زده در حال تماشای تلویزیون دیدم. به سمتش رفتم و خودم هم دقیقا به همان حال دچار شدم! من صحنه ای را دیدم که هواپیمای اول در حال برخورد با یکی از برجهای دوقلو بود. ما در نهایت شوک زدگی و ناباوری بی حرکت مانده بودیم. من به یاد دارم که در ابتدا با خودم فکر کردم: "چه تصادف وحشتناکی! چطور ممکن است چنین چیزی اتفاق بیفتد؟!" ناگهان در لحظه ای که هیچ کس توقع نداشت – هواپیمای دومی به برج دوم برخورد کرد. حقیقتی خشن و تکان دهنده بود - حادثه تصادفی اتفاق نیفتاده بود. یکی از اولین کارهایی که من کردم این بود که به یکی از دوستان تلفن زدم و از او پرسیدم که فکر میکند ماجرا چیست. مضطرب بودم. در یک لحظه کاملا به یاد دارم که از دوستم شنیدم: "من نمیدانم ماجرا چیست، سامی. اما فقط دعا میکنم که مسلمانان ارتباطی با این قضیه نداشته باشند!" سکوت در تماس تلفنی ما حکم فرما شده بود. اشک در چشمان من جمع شده بود چون میدانستم چه چیزی میتوانست اتفاق بیفتد اگر اسلام/ مسلمانان به شکلی در ماجرا دخیل می بودند. یازده سپتامبر یک روز سیاه در تاریخ بود و من معتقدم اگر کسانی در آن روز شهید شده باشند مسلما باید آن مسافران، آتش نشانها، مردم عادی و نیز تعداد بسیار زیادی از انسانهای خوش قلبی باشند که جانهایشان را فدا کردند تا از شهروندانشان دفاع کنند و نه آن عده بیمار شستشوی مغزی شده ای که هواپیما را در برجهای دوقلو خرد کردند! آنهایی که هواپیما را در روز یازدهم سپتامبر ربودند دین ما مسلمانان را هم ربودند. هرچند آن روز یک روز واقعا سیاه بود، آن چیزی که در راه بود بسیار تیره تر بود. حمله به افغانستان، جنگ غیرقانونی در عراق و سرنگونی حکومت، آنچه که به اصطلاح جنگ علیه تروریسم خوانده میشود و هزینه اش نه تنها میلیاردها دلار بلکه تعداد غیرقابل باوری از جان میلیونها انسان بوده است ولی این انتهای کار نیست. هنوز هم روزانه هزاران نفر به وسیله حمله هواپیماهای بدون سرنشین و انفجار بمبها قتل عام میشوند. ای کاش بجای آن، همه این دلارها برای جنگ علیه گرسنگی، فقر و بیسوادی خرج میشد. سوال حقیقی این است که کی همه اینها تمام میشود؟ کی نفرت پایان می پذیرد؟ کی تکبر و عقده برتری جویی قرارست تمام شود؟ آیا همه جانها گرامی نیستند؟ آیا همه انسانها برابر نیستند؟ یا اینکه بعضی جانها از بعضی دیگر گران بهاترند؟! تا زمانی که ما یاد نگیریم همدیگر را عاشقانه دوست بداریم – بدون قید و شرط – و بدون ادعا وتظاهر و یاد نگیریم که به همدیگر با روحیه برابری و برادری احترام بگذاریم – متاسفم که باید بگویم این ماجراها تمام نخواهد شد. دوست دارم این نوشته را با چند خط از یکی از ترانه هایی که نوشته ام به نام "سلام" پایان دهم I pray for a day when there’ll be من برای روزی دعا میکنم که در آن Justice and unity عدالت و اتحاد باشد When we put aside our differences روزی که اختلافاتمان را کنار بگذاریم Fighting makes no sense جنگیدن بی معنا شود Just a little faith فقط کمی ایمان To make it a better place برای اینکه اینجا را به دنیای بهتری تبدیل کنیم We’re here for a day or two… ما [فقط] برای یک یا دو روز اینجا خواهیم بود... Let me show my way بگذارید من روشم را نشان دهم: Salaamu alaik, Salaamu alaik, Salaamu alaiokom درود بر تو، درود بر تو، درود بر شما سامی ادامه مطلب
-
“هرگز فراموش نمیکنیم”
چهارشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۰ در ۰۳:۳۴
"بوسنی ستمهای بسیاری را در طول تاریخش شاهد بوده است. اما هنوز به بخشودن و فراموش کردن ادامه میدهد..." این کلمات گیرا از یک دوست بوسنیایی نوایی را در درون من برانگیخت: تو باید ببخشی، اما هرگز فراموش نکن. من هرگز نمی توانم نسل کشی انجام شده در بوسنی در حدود شانزده سال پیش را فراموش کنم. در سراسر این سالها از طریق تلاشهای ناچیزم سعی کرده ام که درباره این موضوع بیانگر و گویا باشم. با اینحال اقرار به این حقیقت که تعداد زیادی از مردم نیستند که از بدترین جنایت جنگی اروپا بعد از جنگ جهانی دوم آگاهند من را فراتر از آنچه با واژه ها بتوان بیان کرد می آزارد. امیدوارم و آرزو میکنم که این ابتکار کوچک، در آموزش واقعیت و حقیقت به مردم سودمند واقع شود، حقیقت نسل کشی ارتکاب یافته در سربرنیتسا (بوسنی هرزگوین) در سال 1995. ماجرای این پاکسازی قومیتی بی رحمانه باید به عنوان بخشی از برنامه درسی همه مدارس تدریس شود، درست همانطوری که به ما درباره وقوع هولوکاست علیه یهودیها درس داده میشود. من ایمان دارم که با تلاشهای جمعی مان میتوانیم این مساله را تحقق بخشیم، باشد که به امید خدا دیگر هیچ گاه چنین روزهایی را دوباره تجربه نکنیم. لازم میدانم که از جاسمين فازلاجیک برای تلاش پیگیر و بی وقفه اش در تهیه عکسها و تصاویر برای این پروژه تشکر کنم. همچنین تشکر فراوان میکنم از سانجن مانف برای کار خستگی ناپذیرش در ویرایش و کارگردانی این کلیپ ساده و در عین حال تلخ و برانگیزنده در چنین فرصت کمی. عکسها متعلق به تحریریه روزنامه دی نونی اواز است - تشکر فراوان از حمایتشان. بوسنی واقعا زیباست و سارایوو حتی زیباتر است. مردمانش بخشایشگرند. بخشودن فقط زمانی باید به عنوان ارزش تلقی شود که آنها هرگز فراموش نکنند، وقتی که ما هرگز فراموش نکنیم. سپاسگزارم و درود و رحمت خدا بر همه شما ترجمه بخش بوسنیایی ترانه (متن بوسنیایی ترانه و ترجمه به انگلیسی از نهاد سلادک) از میان مروارید شهرها، نهاده بر آتش و تیغ باشد که اینک رودهای زندگی روان شوند سرنوشت این است: اشک یادگرفته که بداند در این روز، درد و غم دیگر نباید پنهان شود. این لحظه یادآوری است خواهشی به سوی آسمان دعوتی برای تک تک قلبها بخشاینده باش؛ راه را برای نور هموار کن، سارایووی من! ادامه مطلب
-
درود، اطلاعیه و موارد دیگر!
شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۰ در ۰۲:۳۵
سلام، رحمت و عشق بر همه شما مدت زیادی از آخرین باری که در وبلاگم نوشتم میگذرد. از آن موقع تا حالا خیلی چیزها اتفاق افتاده: اجرای تور اروپا، اجرای اولین کنسرت بین المللی در مصر بعد از انقلاب این کشور و البته گشایش فروشگاه وبسایت رسمی مان! یکی از نکات برجسته سال برای من کنسرت مصر بود، جایی که من نه تنها این افتخار را یافتم که اولین هنرمند بین المللی باشم که در مصر بعد از انقلاب برنامه اجرا کرده، بلکه همچنین از من استقبال و پذیرشی بسیار عالی از طرف رسانه ها انجام شد – همچنین یک موقعیت کم نظیر دو ساعته در یکی از پربیننده ترین برنامه های تلویزیونی (بخش اول، دوم، سوم و چهارم) برای روشن کردن نکاتی چند در رابطه با آلبوم "جعلی" سال 2009، معرفی اسپیریتک و آلبوم/ موسیقی اخیرم به من داده شد. من حقیقتا از مردم مصر و به ویژه رسانه های مصری مخصوصا از شبکه الحیاه برای استقبال گرمشان و تخصیص سخاوتمندانه آن همه وقت به من تشکر میکنم. تور اروپا فوق العاده بود – از نظر من پاریس و بارسلونا از همه بهتر بودند. سپاس فراوان از همه کسانی که در این برنامه ها شرکت کردند، واقعا امیدوارم به زودی دوباره از اروپا بازدید کنم. من حقیقتا برای این همه نعمتی که در زندگیم هست شاکرم: من نه تنها پایگاه فوق العاده ای از حامیان دارم؛ بلکه همچنین از برکت و نعمت خلاقانه و هنرمندانه "آزاد" بودن برخوردارم، یعنی اینکه موسیقی ای را میسازم که "میخواهم" و نه اینکه تسلیم "نیازهای" یک بازار یا گروه باشم (این مورد بخصوص بعد از 2008 صادق است) من مستقل هستم و به هیچ کس جز وجدانم و خالقم پاسخگو نیستم. یک پیام کوچک به برادرها، خواهرها، دوستان و موسیقیدانان جوان ترمان (توجه: محتوای این پیام الهام گرفته از ایمیلی است که من چند سال پیش از یک دوست گرامی دریافت کردم) : من کاملا نگران چیزی هستم که می بینم در صنعت موسیقی "پاپ اسلامی" در حال رخ دادن است. من نگرانم درباره آن هنرمندانی که با شرکتهای دیگر هستند و به آنها اجازه اینکه موسیقی شان را شخصا جهت دهی کنند داده نمیشود. الان بیشتر از همیشه، لازم است به این نکته توجه شود که "دیرپایی" و عمر طولانی کلید داشتن یک دوره کاری پرثمر در موسیقی است؛ یعنی ایجاد فضای اعتماد و عشق با شنوندگان و "از یک آلبوم تا آلبوم دیگر" یکنواخت نماندن. باید به هنرمندان اجازه داده شود که شخصا و همزمان با مخاطبانشان رشد کنند. موسیقی ای که فرمول بندی شده است برای شرکتهای ضبط موسیقی بسیار کارا و پرفایده است – در حالیکه هنرمند جویده شده و بعد از مدتی دور انداخته میشود چون مخاطبانش ناپایدارند و هر پنج سال یکبار، به یکباره یک چهره جدید را طلب میکنند. به لطف خدا، من پایگاهی از طرفداران وفادار دارم. المعلم صادق و از صمیم قلب بود چون این کار از قلب من برآمده بود قبل از آنکه من با هیچ "شرکت ضبطی" ملاقات کرده باشم. اگرخدا بخواهد مردم همچنان این اثر را به یاد خواهند داشت و همیشه آن را دوست می دارند. پس کلید، صداقت و باز بودن است. موسیقی باید خودش صحبت کند. کار ما روی غلتک افتاده، حالا سامی حقیقی میتواند بدرخشد و البته موسیقیهای بهتری از من هنوز در راه است . ضمنا، یک اعلان بزرگ: ما در 28 سپتامبر به اندونزی خواهیم رفت! بی اندازه هیجان زده ام. شما هم آنجا باشید. ;) باعشق و سپاس بی پایان درود خدا بر همه شما سامی ادامه مطلب
-
مواجهه با یک تابو
یکشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۳:۲۱
سلام و درود بر همگی چند هفته پیش، یک جوان خوش قریحه به نام تامر شعبان (که بر روی ویدئوی غیررسمی "من امید شما هستم" هم کار کرده بود) ویدئویی که ساخته بود را به اشتراک گذاشت که به نظر من کاری کاملا قوی و تأثیرگذار است، هرچند هنوز در بعضی از نقاط دنیا (حتی در قسمتهایی از اروپا) تابو به حساب می آید. من قول دادم که آن ویدئو را با شما به اشتراک بگذارم و الان به قولی که دادم اقرار میکنم و آنرا عملی میکنم :) این اثر، فیلم کوتاهی است در مواجهه با یک موضوع مورد بحث و شایع. پیامی بسیار محکم، قوی و تأثیرگذار. ساخته شده توسط تامر شعبان. ادامه مطلب -
در هر اشکی، او آنجاست…
شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۵:۵۶
جهان ما در حال تغییرست. سونامی، انقلابها، خطر یک [فاجعه] چرنوبیل دیگر، بعلاوه مناقشات جاری در بسیاری از مناطق جهان. ولی این تغییر، نیروی بالقوه ای برای رجوع دادن تک تک ما به ذات واقعی انسانیمان را دارد - به دوست داشتن و دوست داشته شدن. بیایید اجازه دهیم این تغییر باعث شود که ما این حقیقت را باور کنیم که امید، ایمان و عشق علاج همه بیماریهاست. ما توقفی طولانی بر روی تفاوتهایمان – اعم از عقیده، نژاد، مذهب و تفاوت خاستگاهها – داشته ایم. بیایید برای یکبار بگذاریم عشق و احترام بر این تفاوتها غلبه کند، باشد که ما متحد شویم. "در هر اشکی، او آنجاست". کلام مادر ترزا هیچ گاه بیشتر از این معنا نیافته است. سامی ادامه مطلب
-
شما امید ما هستید
یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۱

من آزاد متولد شده ام. آزاد زیسته ام.
آنچه که قرار بود 4 ماه ماندن در مصر باشد به 4 سال و بیشتر در مصر افزایش یافت. من عاشق این سرزمین و مردمش شدم. اما آن ها آزاد نبودند.لب های دوخته شده ی آنها نشانه ی روشنی از عطش بود ، عطش آزادی!
امروز ، قسمتی از وجود من احیا شده است.امروز قسمتی از وجودم آزاد شده است. هیچ سعادتی بالاتر از آزادی و هیچ فردی سزاوارتر از کسی که برای آزادی به پا خاسته است وجود ندارد. تاریخ با ایمان، یقین و استقامت نوشته شده است. شما آن را نوشته اید. شما ثابت کرده اید که خواسته ی مردم می تواند پایه های ستم را بشکند. ایمان من به شما جوانان بسیار راسخ است. شما قادر به بر عهده گرفتن مسئولیت آینده را هستید.
بسیار مشتاقم که با همگی شما باشم. امروز شما به جهان الهام کرده اید. این قسمتی از قلب من است:http://www.youtube.com/watch?v=AkljWpKLXogبرای شما.
الهام شده.
سامی
ادامه مطلب -
سلام و درود در یک روز آفتابی از آلمان :)
شنبه ۲۵ دی ۱۳۸۹ در ۲۲:۲۵
درود و جمعه مبارک به همه ی شما از آلمان آفتابی! من برای ملاقات سازنده ی برنامه های تور اروپایم در المان هستم و این توری بسیار عالی خواهد بود و با عکس ها و ویدیو هایی از آن به روز خواهم شد! این یک دست نوشته کوچکی است تا من به خود و همه شما یاداوری کنم تا کسانی را که اکنون در بدترین شرایط زندگی هستند را فراموش نکنیم. در سال گذشته ما شاهد مصیبت هایی در پاکستان بودیم و اخیرا استرالیا نیز متحمل سیل مخربی شده که در 118 سال اخیر بی سابقه بوده است. چند روز پیش هم منطقه برزیل شاهد یکی از بدترین سیل ها بود. لطفآ به کسانی که همه ی دارایی خود را، حتی اعضای خانواده ی خود را ار دست داده اند هدیه و بخشش کنید! در خلال این بخشش ها و اعمال خیر است که جمله ی "در هر اشکی او انجاست"معنی می یابد. خدا به همه شما خیر دهد .سامی ادامه مطلب























